|
این هم از عجایب روزگار ماست که وقتی رسانه ملی مان کمبود برنامه پیدا می کند، برنامه های همه جور افرادی را پخش می کند. جالب این جاست که مدتی است که شبکه قران تلویزیون، اقدام به پخش برنامه های با عنوان سلسله درس های اخلاقی دشمن شناسی، امام زمان شناسی و ...با حضور مثلاً استاد محمد شجاعی کرده که جز اغفال برای جوانان چیزی از این برنامه ها نصیب مخاطبان نمی شود. کسی که شاگردانش با حضور در کلاس های او و توصیه های وی مبنی بر این که تجرد و جدایی خوب است از همسران خود جدا شده و طلاق می گیرند تا درس های استاد معززشان را گوش کنند. نمی دانم از کی تا کنون اسلام و عرفان اسلامی توصیه کرده که خانم ها با شوهران خود بداخلاقی کرده، او را زجر دهند، نام او را نبرند، و به جای گردش و تفریح با شوهرانشان به این خزعبلات کسانی گوش دهند که به اسلام واقعی عقیده ندارند و بالعکس با راه انداختن دفتر و دستک در قم و ...و گماشتن یک افغانی به عنوان مسئول دفتر، مبالغی را از افراد خام شده و شیفته عرفان بگیرند و مثلاً دستورالعمل اخلاقی و گوش دادن نوارهای خود را توصیه کنند! به جای این که روزهای تعطیل همسران مردم را تشویق به حضور در پای درس های جفنگیات و خزعبلات کنید بهتر است بگویید حق الناس چیست، دروغ چیست، بازی با آبروی دیگران چیست و.... والبته بهتر است به شاگردان فریب خورده تان بگویید جهاد همسر، خوب شوهر داری کردن است، با اخلاق و خوش رویی ونام او را بردن، از او در میان خانواده خوبی گفتن و ... بگذریم، این هم از علایم آخرالزمان ماست که چنین جوانانمان را می برد با ظاهری از شرع.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 14:36  توسط
|
دنیا خیلی زود می گذرد و خوش به حال آنها که در این دنیا کمتر آلوده شدند و کمتر به فکر آزار و اذیت دیگران بودند. هر عید نوروزی که می آید و اصلاً هر روزی که از این دنیا می گذرد این عمر ماست که کم می شود. خوشا به حال آنان که مردم از آنها راضی باشند. هیچ وقت واقعیت پشت ابرها نمی ماند حتی اگر ما ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 19:39  توسط
|
چند دسته را نباید هرگز بخشید: کسی که با آبروی شخصی بازی می کند و برای رسیدن به خواسته های خود، حاضر است دل کسی را بشکند و با احساساتش بازی کند. نمونه هایی که در دوره آخرالزمان، شاهدش هستیم. دختر یا پسری که می توانند با یک نه در همان مراحل اول، خیال هم را راحت کنند، اما دوست دارند تا با آبروی طرف مقابل خود بازی کنند و کاری کنند که اطرافیان را از حقیقت دور سازند، اما غافل از این که خدایی در آن بالاست و ناظر و شاهد واقعیست و روز قیامت آمدنیست و حق الناس، پیش از حق الله مورد سئوال قرار می گیرد. گاه می توان واقعیت ها را تحریف کرد تا به خواسته های نامشروع خود رسید. مثل کار زشتی که ابن ملجم و خوارج کردند و وقتی علی(ع) را در محراب مسجد کوفه به شهادت رساندند عده ای گفتند مگر علی اهل نماز بود؟! دسته های دیگر بمانند برای بعد...ادامه دارد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 0:26  توسط
|
تو کلاس به بچه هایی که عاشق عرفان و ماورا بودند گفتند برید شاه عبدالعظیم که یه استاد عرفان درس می ده. بچه های دانشگاه خیلی توجه نکردن. فقط تک و توکی از دخترای شهرستانی که تازه به تهران اومده بودند و خیلی از حال و هوای این کلاسا خبر نداشتن حاضر بودن پنج شنبه ها برن پای درس این استادای مثلا عارف. کلاسهایی که به اسم عرفان تشکیل می شد اما بنیان خانواده های دخترکان شهرستانیرو از بین می برد. اونا حاضر بودن با آبروی همسرانشون بازی کنن تا از این استاد یاد بگیرن که تجرد و جدایی خوبه و از این جور افکار. اما این استادا به دانشجویان عارفه خود نمی گفتن که حق الناس چیه و بازی با ابروی دیگران و تحریف یعنی چه
ادامه دارد...
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 1:45  توسط
|
و اکنون، روزها و شبها، دیگر، آن وقت ها نیست. چهار بهار آمد و رفت و ما در غم از دست دادنش، سالمان را بدون او شروع کردیم و چه سخت است یتیمی. کسی تا پدر از دست نداده باشد هرگز نمی داند که یتیمی یعنی چه. مدت ها بود می خواستم از او و برایش بنویسم، اما منتظر فرصتی بودم و چه پنهان که نوشتن برایم سخت بود، آخر هنوز باور رفتنش برایم آسان نیست. و هنوز حتی فیلم تشییع و خاکسپاری و مراسمش را ندیدم؛ هست، دارم، اما نمی توانم ببینم، می خواهم همیشه فکر کنم که او هست، همین نزدیکی ها. او در ماه محرم و در روز جمعه، ساعت 14 در جلوی ما پر کشید و به آسمان رفت و چه تلخ بود غروب آن جمعه و هنوز باران آن روز برایم زلال است؛ و مرا سبک می کند. برای او می نویسم، در این ماه، چون ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 14:10  توسط
|
شب نوزدهم اوّل شبهاى قدر است و شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عليه السلام مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عليه السلام عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است يكى آنكه در هر سه شب بايد كرد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چيز است : ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 13:52  توسط
|
تهران، میدان شهدا، خیابان مجاهدین اسلام، خیابان شهید آجانلو، کوچه شهید میرزایی، منزل شهید رجایی. چند سال پیش که در میدان شهدا زندگی می کردیم هر وقت از دبیرستانم در میدان بهارستان و سرچشمه تهران تعطیل می شدم مسیر منزل را پیاده از خیابان مجاهدین و چهاراه آبسردار، طی می کردم تا به منزل برسم. بیشتر اوقات، راه خود را از کوچه ای که که خانه شهید رجائی در آن بود طی می کردم. همیشه برایم جای سؤال بود که چگونه چنین مردی با این زندگی فقیرانه به یکی از محبوب ترین رجل های سیاسی ایران بدل شد. همین که در این چند دوره اخیر، ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 15:14  توسط
|
سلام. فرا رسیدن زیباترین ماه خدا، ماه مبارک رمضان بر هم شما عزیزان مبارک. یاد و نام همه آن عزیزانی که ماه های رمضان سالیان گذشته در کنار ما بودند و الان در زیر خروارها خاک، دستشان از این دنیا کوتاه است بخیر. روزی می آید که ما هم در حسرت این روزها و شب ها به آنها که زنده اند غبطه می خوریم. اما چه سود که تا داریم از آن استفاده نمی کنیم. می گویند یک ساعت تفکر، بهتر از سال ها عبادت است. شما عزیزی که الان داری این مطلب را می خوانی با خود بیاندیش و ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 15:6  توسط
|
چند روز پیش، یکی از دوستان، نزدم آمد و گفت سید جان! می خوام باهات، یه مشورتی راجع به ازدواج بکنم! گفتم بفرمایید، در خدمتم! رفتیم گوشه ای نشستیم و او حرفشو این طور شروع کرد که سید! شما که با بیشتر این مسئولین بودی و میشناسیشون؛ می خوام کمکم کنی. قراره با صبیه(دختر!) آقای...ازدواج کنم. نظر شما چیه!؟ با تعجب نگاش کردم و گفتم میشه از خیر ما بگذری! وقتی دیدم اصرار داره، بهش گفتم من راجع به هیچ شخصی و خانواده شون، حرفی ندارم و نمیتونم کمکت کنم! اما اصل قضیه رو می تونم برات بگم. ببین! اگه عاشق معروف شدن(البته بگیر نگیر داره!)، پست و مقام دنیایی و یا چیزای دیگه هستی که فکر میکنی قرار نیست با یه خانم از یه خانواده ساده، گیرت بیاد، بسم الله! اگر تو وجود خودت می بینی که میتونی با وصلت با این خونه واده ها جوگیر نشی و معرفت و اخلاقتو از دست ندی، خوبه. اما بستگی به نیتت داره؛ چون خیلی ها عاشق اینن که مثلاً برن دختر یا پسر فلان مسئولو بگیرن و باهاش ازدواج کنن؛ چون یا طرف، مشهوره، یا یه چهره رسانه ای و معروف ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 15:1  توسط
|
معلمی به بچههاي كلاسش گفت: ميخواهد با آنها يك بازي ترتيب دهد و فردا هر كدام يك كيسه پلاستيكي بردارند و درون آن به تعداد آدم هايي كه از آنها بدشان ميآيد، سيبزميني بريزند و با خود به مدرسه بياورند. بچهها روز بعد با كيسههاي پلاستيكي به مدرسه آمدند. در كيسهها 2، 3 و بعضيها 5 سيبزمينی داشتند. معلم به بچهها گفت: بمدت يك هفته هركجا كه ميروند كيسه پلاستيكيشان را باخود ببرند. بچهها نيز چنين كردند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 14:59  توسط
|
|
|